(◡‿◡✿) صهبا (◡‿◡✿) صهبا ، تا این لحظه: 11 سال و 17 روز سن داره

(✿◠‿◠) صهبا دختر من (◡‿◡✿)

از زبان مادرتون بچه هام

1391/4/20 20:53
1,557 بازدید
اشتراک گذاری

کودک که هستی هم بازی ات هستم؛ مدرسه که می‌روی هم‌کلاسی؛ بزرگ که می‌شوی دوست و بزرگتر که می‌شوی گاهی می‌شوم غریبه با تو...
یادت نرود من همانم که هم بازی تو بوده‌ام
من همانم که همدرس ت بوده‌ام
...من عوض نشده‌ام... تو بزرگ شده‌ای...
هرچه بزرگتر می‌شوی از من دور می‌شوی و من هنوز لبخند را بر چهره دارم..............
من همانم که هستم............
نوبت توست بگویی دوستم داری؛ اما من که می‌دانم.......
همین بس است...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان کیاوش
21 تیر 91 0:33
سلام خیلی زیبا و تاثیرگذار بود. خدا گلهات رو برات حفظ کنه.
مامان زهرا
21 تیر 91 11:16
مادر یعنی عشق تا مادر نباشی عشق مفهومی ندارد
مامان زهرا
21 تیر 91 17:00
خوشحال میشم به این پست مراجعه کنید و نظر بدید:

http://tiam2011.niniweblog.com/post59.php

مرسی



اومدم عزیزم دیدم برات پیغام هم گذاشتم. ممنونم از حضور گرمت
مامان محمد و ساقی
22 تیر 91 18:45
سلام.خیلی قشنگ بود.ما هم تو رشت هستیم.اگه دوست داشتین تبادل لینک کنیم؟


مامان زهرا
30 تیر 91 12:01
سلام خانمی
ماه رمضان مبارک
ما را هم سر سفره افطار دعا کنید


رمضان بر شما هم مبارک دوست عزیز
ساراکوچولو
4 مرداد 91 4:03
سلام....
رمضان مبارک...هم کوچولوی نازی دارین هم وبلاگ قشنگی دارین...
من تازه وبلاگ سارا کوچولوم که هنوز تو راه وچیزی نمونده به جمع مابپیونده درست کردم........خوشحال میشم ما باهم دوست بشیم ومن با اجازه شما آدرس وبلاگتون پیوند میکنم....منتظر جوابم حتما سری به من هم بزنید...
البته از همه دوستان خواهش دارم به وبلاگ سارا جان بیان ...ممنون مامان ساراکوچولو


ممنونم ساراجان , حتما سر می زنم