(◡‿◡✿) صهبا (◡‿◡✿) صهبا ، تا این لحظه: 11 سال و 17 روز سن داره

(✿◠‿◠) صهبا دختر من (◡‿◡✿)

تو خودت نمره بیستی

1391/2/28 20:03
869 بازدید
اشتراک گذاری

شیرین عسلم دیگه 20 ماهت شده . حالا کارهایی میکنی و حرفایی می زنی که تحسین برانگیزه  .می خوام بدونی که چقدر دوستت داریم و بهت افتخار می کنیم.  

کلی شیرین زبونی می کنی , الان دیگه نسبتا می تونی چندتا جمله را به زبان بیاوری و دیگر اینکه دایره لغاتت هم گسترده تر شده است.

صهبای گلم الان بیشتر فکرت به صدرا می باشه بطور مثال وقتی موقع غذا می شه قبل از اینکه غذات رو بخوری به صدرا می گی بخور. قربونت بشم که اینقدر مهربونی

همش هم دنبال بابات را می افتی و هر وقت که چیزی رو فراموش می کنه می ری براش میاری . علاقه زیادی به انداختن سفره داری. ما به خاطر جنابعالی که موقع غذا خوردن می رفتی روی میز و اصلا قبول نمی کنی روی صندلی ات بشینی مجبوریم روی زمین غذا بخوریم فعلا امپراطور خونه شدی.

چند روز بود که تمایل داشتی دیگر پوشکت نکنم ولی متاسفانه بعد از یکی دو روز همکاری نکردی و علی رغم غرهایت مجبورم دوباره پوشکت کنم.

امروز هم شعر یه توپ دارم قل قلی را داشتی با من زمزمه می کدی خیلی کارهای جالبی می کنی که بعضی اوقات ما رو به تعجب وا می داری به راحتی می تونی بیای کامپیوتر را روشن کنی و بر توی فیوک نمی دونم چه جوری می دونی که رمزها سیو شده اند و دبل کلیلک می کنی و وارد فیس بوک می شی و در آخر هم برای خودت دست می زنی.

علاقه شدیدی به آبازی و حمام پیدا کره هر بار برای تعویض پوشک می برمت باید 10 دقیقه آبازی کنه تا اجازه خروج بده.

اعضای بدنت را به خوبی می شناسی و صدرا هر چی می گی انجام می دی بعضی اوقات کلی می خندیم از این کارات آخه ما رو یاد ربات می اندازی.

علاقه شدیدی به بیرون رفتن داری و اگر ما بخواهیم برای کاری از خونه بریم بیرون باید کلی سرگرمت کنیم تا نفهمی کی رفته و گرنه خونه رو می زاری روی سرت.

راستی به بستنی های خونه هم اصلا رحم نمی کنی کافی بدونی بستنی تو خونه داریم هر نیم ساعت به نیم ساعت میری تو آشپزخانه و از ما بستنی می خواهی.

شدیدا شیطون شده یعنی در عرض یه پلک زدن روی میز ها نشسته.تصمیم گرفتم بفرستمش صخره نوردی فکر کنم استعدادشو داره و پیشرفت میکنه. من هم مجبور شدم تمام وسایل خونه را جمع کنم الان خونه بیشتر شبیه به پارک می باشد تا خونه.

شعرهایی که تا الان بلدی: لالایی بخونی, عمو زنجیرباف, بع بعی می گه بع بع, یه توپ دارم قل قلیه

خلاصه باید بگم شدی محور خونه و ما مجبوریم با سازت برقصیم و بعضی اوقات موجب نارضایتی صدرا می شه به خاطر اینکه به خاطر تو مجبوریم از یه سری کارها صرف نظر کنیم برای صدرا.

از همین جا از صدرای گلم عذرخواهی می کنم به خاطر اینکه مجبور می شیم یه سری کارها رو براش نکنیم .

 صهبای 20 ماهه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)